خرید بک لینک
می دانم که خیلی وقت است که در وبلاگم هیچ چیزی ننوشته ام. حتی لحظه ی اول رمز ورودم هم در خاطرم نبود. اما باورم نشد که آخرین مطلب برمی گردد به تیر نود و ششوای خدای من... تیر نود و شش. آن روزها عجب روزهاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها کوشکی تاريخ: پنجشنبه 13 تير 1398 ساعت: 16:42

بسم الله صراط از ریشهی «صرط» به معنی بلعیدن است. صراط یعنی آن چه که انسان را میبلعد و انحراف از آن بسیار سخت است. شیطان ابتدای صراط مستقیم نشسته است و وسوسه میکند تا کسی وارد صراط حق نشود. چون اگر وارد شد شیطان در او راه ندارد. حالا چه کسانی وارد صراط مستقیم شدهاند؟ آنان که خداوند به ایشان نعمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها کوشکی تاريخ: پنجشنبه 1 تير 1396 ساعت: 21:21

بر سر آنم که گر ز دست برآید

دست به کاری زنم که غصه سرآید

بگذرد این روزگار تلخ تر از زهر

بار دگر روزگار چون شکر آید...


حافظ

برچسب: نویسنده: رها کوشکی تاريخ: چهارشنبه 18 اسفند 1395 ساعت: 18:56

بسم الله به یک باره با فارغ التحصیلی شرایط زندگی ام تغیر کرده است. پس از انرژی زیادی که برای پروژه ی کارشناسی گذاشتم و دفاعی که کردم و مسایلی که اخیرا پیش آمد و دوران بسیار سختی که بحمدلله سپری شد واقعا نتوانسته ام زندگی مدیریت شده با شرایط جدید را شروع کنم. خانه داری نه به معنی اشپزی و جارو و دستمال کشی که به معنی واقعی خانه داری از سخت ترین کار های دنیاست. برنامه ریزی و مفید بودن در آن بسیار سخت است. بسیار سخت تر از دانشجو بودن. بسیار سخت تر. دانشجو اول ترم باید ثبت نام کند. بعد هم برود از سایت یک برنامه ی تحصیلی بگیرد. در موعد مقرر امتحان بدهد. سر ساعت در خوابگاه حاضر باشد. سر ساعت به سلف برود. به کلاس برود. تمرین تحویل بدهد. پروژه داشته باشد و... یعنی یک زندگی که چارچوب اصلی آن مشخص است. کارمند بودن هم همین است. کارگر بودن هم. اما خانه داری شغلی است که شما از 24 ساعت شبانه روز می توانید تنها چند ساعت کار مفید انجام دهید و البته می توانید بیش از 24 ساعت کار مفید انجام دهید. اگر امروزتان مفید بود فردایتان می تواند به استراحت سپری شود. هیچ برنامه ی کلی وجود ندارد. سراسر بی برنامگی اسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها کوشکی تاريخ: چهارشنبه 18 اسفند 1395 ساعت: 18:56

بسم الله الرحمن الرحیم خداوند در سورهی فجر میفرماید: «و جای ء یومئذ بجهنم یؤمئذ یتذکر الانسان و انی له الذکری* یقول یا لیتنی قدمت لحیاتی*» جهنم را می آورند و انسان تازه همه چیز را به یاد می آورد و می گوید کاش برای «زندگی»م چیزی فرستاده بودم. میبینی؟ آدمیزاد تازه به آنجا که میرسد میگوید زندگی. نمیگوید زندگی آخرت. یعنی اصلا دنیا زندگی نیست. دنیا فاقد ویژگیهای زندگی است. چقدر این جمله آرامشبخش است. دنیا کوتاهتر از آن است که حتی لفظ زندگی را برای آن به کار برد... همه چیز میگذرد... و چه خوب است که میگذرد... الهی شکر ادامه مطلب

برچسب: زندگی در گور,زندگی,زندگی زیباست, نویسنده: رها کوشکی تاريخ: چهارشنبه 8 دی 1395 ساعت: 9:42

عاقبت خاک شود حسن جمال من و تو

خوب و بد می گذرد وای به حال من و تو


پ.ن: حسین ارباب... منو دریاب...

برچسب: عاقبت,عاقبت بهزاد معزی,عاقبت بی شوهری,عاقبت بخیری,عاقبت منوچهری,عاقبت خیانت به همسر,عاقبت بازیگران پورنو,عاقبت جمهوری اسلامی,عاقبت سرهنگ معزی,عاقبت حره دختر مختار, نویسنده: رها کوشکی تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 22:12

گفت: ای گروه هر که ندارد هوای ما سر گیرد و برون رود از کربلای ما ناداده تن به خواری و ناکرده ترک سر نتوان نهاد پای به خلوتxadسرای ما تا دست و رو نشست به خون می نیافت کس راه طواف بر حرم کبریای ما این عرصه نیست جلوه گه روبه و گراز شیرافکن است بادیه ی ابتلای ما همxadراز بزم ما نبوَد طالبان جاه بیگانه باید از دو جهان آشنای ما برگردد آنxadکه با هوس کشور آمده سر ناورد به افسر شاهی گدای ما ما را هوای سلطنت مُلک دیگر است کاین عرصه نیست در خور فرّ همای ما یزدان ذوالجلال به خلوت سرای قدس آراسته ست بزم ضیافت برای ما برگشت هر که طاقت تیر و سنان نداشت چون شاه تشنه کار به شمر وادامه مطلب

برچسب: گفت ای گروه هر که ندارد هوای ما, نویسنده: رها کوشکی تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 4:14

بعضی ها را فقط در این شب ها...

سحر که بلند شدی و یک دل سیر گریه هایت را که کردی

باید

ببخشی...


بخشیدن گاهی آسان تر از نبخشیدن است

نگذار رمضان بگذرد. غل و زنجیر را از شیطان ها باز می کنند و کارها به این سادگی نیست...


+ حاج آقا مجتبی می گفتند این شبها به خدا بگویید خدایا من همه را یک جا بخشیدم و اگر تو مرا یک جا نبخشی من از تو بزرگ ترم و این امکان ندارد.

پس تو هم مرا ببخش....


برچسب: ببخشید,ببخش,ببخشید شما,ببخشید به انگلیسی,ببخشید شما مهران مدیری,ببخش بانوی قصه,بخشش,ببخش گاو جان,ببخشید عشقم,ببخش عروس قصه, نویسنده: رها کوشکی تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 0:16

باید بعد از این همه دلهره و استرس دلم را بردارم ببرم توی دامنه ی یک کوه بلند و به هیچ چیزی فکر نکنم یادم باشد فقط یک قرآن کوچک با خودم بردارم باز کنم به نیت دلم و از ته دلم خوشحال باشم که همه چیز خوب تمام شد و به هیچ چیزی فکر نکنم باید حتما برای خودم یک سجاده ببرم تا کمکم کند ... که به هیچ چیزی فکر نکنم باید به هیچ چیزی فکر نکنم اما شاید یک لحظه فکر کردم فکر اینکه کاش کاش... کاش با خودم یک زیارت نامه ی امام رضا داشتم... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها کوشکی تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 0:16

دیروز یکی زنگ زده که امتیاز مصاحبه ی طرح مطالعات زنان را آورده ای... بلند شو جمع کن وسایلت را و برو... امروز صبح زنگ زده که حالا حتما که سفر مشهد را می روید؟ مشهد؟؟!!!!! بله مشهد. طرح مطالعات زنان. مگر تهران نبود؟ نخیر خانوم. مشهد. امشب ساعت 8 حرکت. می روید که؟ حالا هزینه اش چقدر است؟ (انگار که ارزشمندتر می شود.) هزینه ندارد که. ساعت 8 شب حرکت. یا امام رضا... شماها چکار می کنید با آدم؟؟ مراجعه شود به پست پیشین... و نمایه ی وبلاگ که دو روز از تغیرش نگذشته... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها کوشکی تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 0:16

میان این همه نامرد به ظاهر مرد، تو اما مردی... بیا به زندگیم و مرد زندگیم باش قول می دهم زن زندگیت باشم... گرچه دیگر من و تویی مطرح نیست. زندگی تو زندگی من است و زندگی من زندگی تو بیا تا سفری را شروع کنیم طولانی که برسد به خود خدا هم سفرم باش مرد زندگی... پ.ن.حدود 60 ساعت پیش با این مرد وارد زندگی مشترک شدم. برایمان دعا کنید... ان شاالله به زودی، ازدواج رزق همه ی دم بخت ها بشود. ادامه مطلب

برچسب: مرد زندگیم,مرد زندگی,مرد زندگی من,مرد زندگی کیست؟,مرد زندگیم عاشقتم,مرد زندگیم روزت مبارک,مرد زندگی باش,مرد زندگی ام,مرد زندگیم باش,مرد زندگی من روزت مبارک, نویسنده: رها کوشکی تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 0:16

دلم یک زندگی آرام می خواهد. یک عاشقانه ی آرام. این که هر روز صبح بلند شوم نماز صبح با تعقیبات بخوانم و بین الطلوعین ورزش کنم و صبحانه بخورم و بچه هایم را که خیلی باتربیت هم هستند بفرستم بروند مدرسه. همسرم هم برود سر کار. خودم هم یک کار زنانه ی خوب داشته باشم. کتاب هم بخوانم. فیلم هم بینم. وبلاگ هم بنویسم. دغدغه هم داشته باشم. چنس ایرانی هم بخرم. هر جمعه بروم نماز جمعه. آشپزیم هم عالی باشد. نان حلال بخورم و همه چیز آرام باشد. شب ها شعر بخوانم و از این همه آرامش لذت ببرم... این یک زندگی ایده آل بود از دید من بود. اما خیلی اشتباه کردم. این زندگی خوب نبود. زندگی خوب یادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها کوشکی تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 0:16

نیستی اما هنوزم کنارمی

نیستی اما هنوزم اینجایی

روزی صدهزار دفعه می میرم

اگه احساس کنم تنهایی....







برچسب: نیستی کنارم علیرضا روزگار,نیستی,نیستی اما هنوزم کنارمی,نیستی دارم دق میکنم,نیستی انگار نیست حواسم,نیستی تو این خونه, نویسنده: رها کوشکی تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 0:16

اگر می خواهی

برو

اما بگذار

لحظه ی رفتن من بند پوتینت را ببندم


هر شب به ماه نگاه کن

و لحظه ای خاطر مرا زنده کن

و بدان

که شب های من بی تو حتی ماه هم ندارد...




برچسب: ماه من,ماه من غصه چرا,ماه من غصه نخور,ماه من, من,ماه منیر,ماه من چهره برافروز,ماه من لیلا فروهر,ماه منیر رحیمی,ماه من شعر,ماه من تویی, نویسنده: رها کوشکی تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 0:15

همه چیز خوب و آرام بود. تا اینکه یک روز علی، همسر عزیزش، آرام و آهسته، در گوشش چیزی را زمزمه کرد و از او قول گرفت که راز را به هیچ کسی نگوید تا موقعش برسد. انگار راه نفسش بسته شده بود. یک راز بزرگ روی سینه اش سنگینی می کرد. بغض کرد. احساس می کرد سنگینیِ راز، قلبش را متلاشی میکند. _آقا، کاش هیچ وقت این حرف را به من نزده بودی. _به من هم گفته اند به کسی چیزی نگو. ولی من فکر کردم شاید بهتر است تو در جریان باشی. _خب درست است. ممنونم که مرا امین خودت می دانی. اما باور کن من بلاخره از سنگینی اش خفه می شوم. اگر می توانستم به کسی بگویم از فشارش راحت می شدم. اما حالا... _من مطادامه مطلب

برچسب: رازیانه,راز بقا,راز,رازها و نیازها,رازی,راز موفقیت,رازگاه,رازک,راز چت,رازقي, نویسنده: رها کوشکی تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 0:15

صفحه بندی